محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4276
تاريخ الطبرى ( فارسي )
گويد : به او تحيت گفت و از حال او پرسيد و گفت : « اى گروه عربان شما وفا نداريد و به كار يك ديگر نياييد ، قتيبه كه آنچه را كه مىبينم براى شما مرتب كرد ، اينك پسرش زيردست تو مىنشيند ، حق بود كه او را اينجا مىنشانيدى و تو به جاى او مىنشستى » در اين سال ، محمد بن هشام مخزومى سالار حج بود ، اين را از ابو معشر آوردهاند ، واقدى و غير او نيز چنين گفتهاند . در اين سال عامل هشام بن عبد الملك بر مدينه و مكه و طائف محمد بن هشام بود . عامل همهء عراق يوسف بن عمرو بود . عامل آذربيجان و ارمينيه مروان بن محمد بود . عامل خراسان و نصر بن سيار بود . قضاى بصره با عامر بن عبيده بود . قضاى كوفه با ابن شبرمه بود . پس از آن سال يكصد و بيست و دوم در آمد . سخن از خبر حوادثى كه به سال يك صد و بيست و دوم بود از جمله حوادث اين سال كشته شدن زيد بن على بود . ابو مخنف گويد : وقتى زيد بن على به ياران خود دستور داد كه آماده شوند و لوازم فراهم كنند ، كسانى كه مىخواستند به بيعت وى وفا كنند كارى را كه گفته بود آغاز كردند . سليمان بن سراقهء بارقى پيش يوسف بن عمر رفت و خبر را با وى بگفت و معلوم وى داشت كه زيد به نزد شخصى به نام عامر ميرود و نيز به نزد يكى از مردم تميم به نام طعمه كه خواهرزادهء بارق است و به نزد آنها جاى دارد .